داستان.1
عمل جراحی چند ساعت طول کشيد و بعد پزشک از اتاق عمل با خوشحالی بيرون آمد ” خدا را شکر! پسر شما نجات پیدا کرد”
و بدون اينکه منتظر جواب پدر شود، با عجله و در حاليکه بيمارستان را ترک می کرد گفت :” اگر شما سؤالی داريد، از پرستار بپرسيد”
پدر با ديدن پرستاری که چند لحظه پس از ترک پزشک ديد گفت: “چرا او اينقدر متکبر است؟ نمی توانست چند دقيقه صبر کند تا من در مورد وضعيت پسرم ازش سؤال کنم؟”
پرستار درحاليکه اشک از چشمانش جاری بود پاسخ داد :” پسرش ديروز در يک حادثه ی رانندگی مرد ،وقتی ما با او برای عمل جراحی پسر تو تماس گرفتيم، او در مراسم تدفين بود و اکنون که او جان پسر تو را نجات داد با عجله اينجا را ترک کرد تا مراسم خاکسپاری پسرش را به اتمام برساند.”
داستان 2
معلم عصبی دفتر رو روی میز كوبید و داد زد: سارا ... دخترك خودش رو جمع و جور كرد، سرش رو پایین انداخت و خودش رو تا جلوی میز معلم كشید و با صدای لرزان گفت : بله خانوم؟
معلم كه از
عصبانیت شقیقه هاش می زد، تو چشمای سیاه و مظلوم دخترك خیره شد و داد زد:چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نكن ؟ هـــا؟!
فردا مادرت رو میاری مدرسه...
می خوام در مورد بچه بی انضباطش باهاش صحبت كنم! دخترك چونه ی لرزونش رو جمع كرد...
بغضش رو به زحمت قورت داد و آروم گفت: خانوم... مادرم مریضه... اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق می دن... اونوقت می شه مامانم رو بستری كنیم كه دیگه از گلوش خون نیاد... اونوقت می شه برای خواهرم شیر خشك بخریم كه شب تا صبح گریه نكنه...
اونوقت... اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره كه من دفترهای داداشم رو پاك نكنم و توش بنویسم... اونوقت قول می دم مشقامو ...
معلم صندلیش رو به
سمت تخته چرخوند و گفت بشین سارا ... و كاسه اشك چشمش روی گونه خالی شد . . . .............................. .................................. زود قضاوت نكنيم...
بسیاری از مردم به جای اینکه بدنبال رفع عیوب خود باشند، مدام در پی جستجوی عیب دیگران هستند. این گونه افراد، رفتار دیگران را زیر ذره بین قرار می دهند تا به محض مشاهده کوچک ترین اشتباه و یا لغزشی، شروع به عیب جویی نمایند. این حالت از خودخواهی انسان سرچشمه می گیرد، یعنی چون انسان حُب ذات دارد، نمی خواهد باور کند که آلوده و دارای عیوب بسیاری است. با این که انسانها از ضعفها و نقصهای خود آگاهند، اما بعضی از آنها بدلیل داشتن حس خودپرستی و خودخواهی، چنین وانمود می کنند که هیچگونه عیب و ایرادی ندارند. این افراد بر ای سرپوش گذاشتن بر عیوب خود، خودشان را با افرادی که دارای عیوب بدتری هستند مقایسه می کنند تا از این طریق هم خود را بهتر از دیگران جلوه دهند و هم دلشان را به این خوش کنند که آنقدرها هم آدم بدی نیستند. ما اگر می خواهیم این انگیزه شیطانی را از خود دور کنیم، باید بجای عیب جویی از دیگران درصدد یافتن عیوب خود و رفع آنها باشیم. اگر انسان واقعاً برای رهایی از این دام شیطان، عزم خود را جزم نماید، اصلاً فرصت پرداختن به عیوب دیگران را پیدا نمی کند.
کسانی که بطور مغرورانه و متکبران بدنبال مطرح کردن عیوب دیگران هستند گویی ارباب و صاحب اختیار مردم اند که این گونه از دیگران بدگویی می کنند و رفتارشان را مورد سنجش و ارزیابی قرار می دهند. نه تنها انسان نباید این روحیه را داشته باشد بلکه باید بسیار متواضع باشد و سعی کند برای در امان ماندن از مواخذه ارباب، کار خلافی هم انجام ندهد.
نظرات شما عزیزان:
سلام
ممنونم از حضورتان در وبم
.gif)

vaghean vebe khub o be dard bo khori dari...
bara tahghighatam va shenakht adama ziad az vebet estefade mikonam
heyfam umad nazar nadam
be har hal aliye...
movafagh bashi سلام ..خوشحالم دوست من... خیلی از لطفتون ممنونم.. شاد باشین....